نشست کتاب خوان روز دانش آموز

به مناسبت روز دانش‌آموز؛نشست کتاب‌خوان در دبیرستان نمونه دولتی الزهراء دلیجانبه مناسبت روز دانش‌آموز، نشست کتاب‌خوان دانش‌آموزی در دبیرستان نمونه دولتی الزهراء شهر دلیجان برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی اداره‌کل کتابخانه‌های عمومی استان مرکزی، به مناسبت 13 آبان روز دانش‌آموز، دبیرستان دخترانه نمونه دولتی الزهراء شهر دلیجان میزبان دانش‌آموزان کتابخوان، کتابداران و اعضای انجمن اولیا و مربیان این آموزشگاه بود و شش کتاب در این نشست معرفی شدند.
حریم ریحانه  نوشته جمعی از پژوهشگران  /  ارائه دهنده: مریم نجفی (عضو انجمن اولیا و مربیان)؛ محض اطلاع نویسنده: غلامعلی حداد عادل   /   ارائه دهنده: مریم سادات جلالی(کتابدار)؛ شیخ اکبر نویسنده : اصغر فکور  /   ارائه دهنده: راحیل پنبه زن(دانش آموز)؛ اطاق آبی نویسنده: سهراب سپهری  /  ارائه دهنده: فاطمه محمدی(دانش آموز)؛ بچه تهرون نویسنده:علیرضا اشتری  /  ارائه دهنده: نرگس علی هاشمی(دانش آموز)؛ سفر به جزیره ناشناخته نویسنده :علیرضا عالمی  /  ارائه دهنده: زهرا دلاوری(دانش آموز).




منبع: دلیجان

هفته کتاب و کتاب خوانی و کتابدار

نشست کتابخوان

به مناسبت هفته سلامت؛کتاب‌خوان «بهداشت و روان» در شهر دلیجان برگزار شدبا همکاری شبکه بهداشت و درمان شهرستان دلیجان، نشست کتاب‌خوان «بهداشت و روان» در کتابخانه اشراق برگزار گردید.

به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانه‌های عمومی استان مرکزی، با همکاری شبکه بهداشت و درمان شهرستان دلیجان نشست کتاب‌خوان «بهداشت و روان» در کتابخانه عمومی اشراق برگزار شد و پنج کتاب حوزه سلامت و روانشناسی در این نشست معرفی شدند:
نقش بازی در رشد کودکان  /    نویسنده: احمد خاکی  /   ارائه دهنده: حدیث شریفی؛ کنترل خشم در خانواده  /   نویسنده: مریم کربلایی  /  ارائه دهنده: مژگان یوسفی؛ چه کسی پنیر مرا جابه جا کرد؟  /  نویسنده: اسپنسر جانسون /  ارائه دهنده: مریم قجری؛ ۲۵ مورد مقابله با استرس برای طول عمر بیشتر  /   نویسنده: رابرت گلدین  /   ارائه دهنده: مریم سادات جلالی؛ حمایت‌های روانی و اجتماعی در حوادث طبیعی و اجتماعی   /   نویسنده: سیاوش راستی  /   ارائه دهنده: غزال جلالی.




منبع: دلیجان

  معرفی کتاب

 

   

      صوفی و چراغ جادو

    نوشته: ابراهیم حسن بیگی 

    انتشارات کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان 

    247 صفحه
   

صوفی و چراغ جادو، داستان پسربچه 12 ساله‌ای است به نام صوفی که در یک روستای ترکمن نشین زندگی می‌کند.
«صوفی» کلاس پنجم دبستان را تمام کرده است و منتظر است ببیند پدرش او را برای دورة راهنمایی به مدرسه می‌فرستد یا نه. جشن گندم است و همه به مهمانی «طواق حاجی» می‌روند که مرد ثروتمندی در روستاست. طواق حاجی، اسب سوارکاری دارد و سوارکارانش در مسابقات شرکت می‌کنند. صوفی در اسطبل طواق حاجی مشغول کار می‌شود و اسبِ لَنگی را که قادر به دویدن نیست از او می‌گیرد تا از آن نگهداری کند. او نام اسب را تیزتک می‌گذارد.
صوفی در طی داستان، چراغ جادویی پیدا می‌کند و غول چراغ جادو به او کمک‌های کوچک، ولی تأثیرگذاری می‌کند. صوفی اسب را برای درمان پیش پدربزرگش می‌برد و پیرمرد، اسب را درمان می‌کند. صوفی برای مسابقات آماده می‌شود و در مسابقة اول، حائز رتبة هشتم می‌شود. مادرش مشکل قلبی پیدا می‌کند، ولی به خیر می‌گذرد. غفور - پسر طواق حاجی - تیزتک را می‌دزدد، ولی طواق حاجی، اسب را به صوفی برمی‌گرداند. تیزتک در مسابقات اول می‌شود، ولی غول چراغ جادو گم می‌شود و صوفی می‌فهمد که...
خود نویسنده در خصوص کتابش اینگونه بیان می‌دارد که: «کار اصلی چراغ جادو، ارتباط با بچه‌ها و رساندن آن‌ها به آرزوهای‌شان بود، اما در چراغ جادوی ما یک بچه غول وجود دارد که نمی‌تواند بایستد و آرزو‌ها را برآورده کند و تنها راه رسیدن به آرزو را به بچه‌ها نشان می‌دهد.»